قانون ۸۰ ۲۰ ویلفرد پارتو

اصل پارتو در بازاریابی موفق

اصل پارتو در بازاریابی موفق

در اصل پارتو که به به نام اصل ۸۰/۲۰ نیز شناخته میشود گفته میشود که ۸۰ درصد رخدادها از ۲۰ درصد دلایل بوجود می‌آید.

بنا بر این اصل، ۸۰ درصد از آنچه بدست می آورید از ۲۰ درصد از تلاش تان میباشد: یعنی تلاش کوچک، پاداش بزرگ.

و ۲۰ درصد از آنچه بدست می آورید از ۸۰ درصد فعالیت هایتان نتیجه میشود: یعنی تلاش بزرگ، پاداش کوچک.

۸۰/۲۰ را میتوانید در مورد تمام تمام کسب و کارتان بررسی کنید.

در تماس های تلفنی ورودی، مقدار کمیسیون فروشندگان، تعداد مشتریان، مکان فیزیکی مشتریان، محبوبیت محصولات و کمیت هر نوع محصول، می توانید استفاده از اصل پارتو را ببینید.

حتی در تبلیغات اینترنتی و صفحات وب مثل کلمات کلیدی، تاثیرات، تبلیغات، تبدیل و بازدید از صفحات نیز این اصل جاری است.

این به این معنی است که چهار پنجم همه چیز بی اهمیت است و تنها یک پنجم واقعا مهم است.

این یعنی صرفه جویی بسیار زیاد در زمان.

اما این فقط نوک کوه یخ است.

بیایید نگاه کنیم که چگونه ۸۰/۲۰ به‌طور خاص در Google AdWords کار می‌کند.

اولاً خیلی مهم است، توجه داشته باشید که عدد “۸۰” و “۲۰” صد در صد قطعی نیست.

بعضی‌اوقات می‌تواند به نسبت‌های دیگری مثل ۷۰-۳۰، یا ۴۰ -۶۰ یا ۹۰-۱۰ یا حتی ۹۹-۱ باشد.

لیست کلمات کلیدی بسیار متداول ۹۵-۵ است.

ازآنجایی‌که پنج درصد کلمات کلیدی شما ۹۵ درصد از ترافیک شمارا تولید می‌کنند، می‌توانید پنج درصد از خود را بهینه‌سازی کنید.

کلمات کلیدی را دقیقاً انتخاب کرده و هرکدام را به یک گروه تبلیغی منحصربه‌فرد خود متصل کنید.

با انجام ۵ درصد کار، شما ۹۵ درصد از بهینه‌سازی را به دست می‌آورید!

این مسئله باعث می‌شود که بتوانید به‌راحتی ۹۵ درصد کمپین‌های تبلیغاتی خود را حذف کنید!

این فقط در سطح کلمات کلیدی درست نیست،

در سطح کمپین‌های تبلیغاتی نیز می‌توانید این مسئله را مشاهده کنید.

بعضی از قوانین ۸۰/۲۰ که می‌توانید ببینید:

تعداد کلیک‌های تبلیغاتی شما در هر یک از ۱۱ موقعیت تبلیغ در جستجوی گوگل (سه امتیاز برتر در ۸۰ درصد از ترافیک دریافت می‌شود)

ترافیک از مکان‌های نمایش داده‌شده در شبکه

تبدیل از مکان‌های درون شبکه نمایش (منابع تبدیل برتر با منابع ترافیک بالا متفاوت خواهند بود)

بازدیدکنندگان از شهر یا ایالت یا کشور

تبدیل توسط شهر یا ایالت یا کشور (منابع تبدیل بالا با منابع ترافیک بالا متفاوت خواهد بود)

کلیک بر روی قالب‌ها و اندازه‌های مختلف تبلیغ

ترافیک به هر صفحه در وب‌سایتتان

فروش برای هر صفحه در وب‌سایتتان

تعداد بازدیدهای صفحه‌ای که از افرادی که روی سایت خود کلیک می‌کنند، دریافت می‌کنید

چقدر وقت بازدیدکنندگان شما در سایت شما صرف می‌شود؟

مقدار پولی که مشتریان بابت خرید از وب‌سایت می‌پردازند

تعداد دفعات خرید خریداران

چقدر خریداری می‌کنند؟

مشتریان چه قدر به شما وفادار هستند.

الگوی ۸۰/۲۰ واقعا در همه‌جا است.

قانون ۸۰/۲۰ به‌طور قابل‌توجهی، چگونگی مدیریت کمپین‌ها و کسب‌وکار شمارا تغییر می‌دهد.

این بدان معنی است که :

بیشتر نشان‌گذاری‌ها، اکثر کلیک‌ها، اکثر آگهی‌ها، بیشتر کلمات کلیدی، اکثر صفحات وب، بیشترین چشم‌انداز و اکثر مشتریان، بسیار مهم نیستند.

همچنین به این معنی است که :

فقط چند تأثیر، چند کلیک، چند آگهی، چند کلمه کلیدی و گروه‌های تبلیغاتی و صفحات وب و مشتریان تقریباً همه‌چیز را تعیین می‌کنند!

هنگامی‌که شروع می‌کنید، کار شما این است که این تغییر هوشمند را آغاز کنید و بلافاصله تلاش‌های خود را برای بهبود کارهایتان متمرکز کنید.

تبلیغات شما در ۱۵۰۰۰ سایت قرار دادن نشان داده می شود، اما ۵۰ درصد از ترافیک خود را از ۱۰ مورد از آنها نشان می دهد.

شما دارای ۲۰ صفحه فرود هستید، اما ۷۵ درصد از کاربران شما از یکی از آنها است.

شما ۸۶ تبلیغات دارید، اما ۲۰ درصد از فروش خود را از یکی از آنها دریافت کنید.

بنابراین بهترین آگهی های خود را برای هر کدام از این سایت ها قرار دهید.

شما همچنین بهترین صفحات فرود خود را کپی و صفحات منحصر به فرد خود را فقط برای آنها کپی کنید.

پس بهینه سازی کنید.

آگهی ایده آل و صفحه فرود برای هر سایت متفاوت خواهد بود.

شروع به تجزیه و تحلیل ترافیک و صفحات فرود A / B کنید.

این غیر واقعی نیست که انتظار داشته باشید، حتی اگر قبلا آزمایش خوبی انجام دادید، این سطح جدید پالایش، می تواند فروش شما را دو برابر کند.

این ۱۰ محل به شما ۵۰ درصد از ترافیک خود را ارسال می کردند.

از آنجا که شما تبدیل خود را دو برابر کردید، در حال حاضر کل کسب و کار شما ۵۰ درصد افزایش یافته است و شما این کار را با ده تغییر جزئی انجام دادید.

شما همچنین می توانید مکان های جغرافیایی را از بین ببرید و آن را لمس کنید – اما تنها برای شهرهای بزرگ تبدیل آن را انجام می دهید.

اگر مشهد یک شهر عالی برای شما است برای این است که ۴ درصد از جمهوری اسلامی ایران است، اما ممکن است ۲۰ درصد از فروش شما را در یک کمپین تبلیغاتی تولید کند.

شما ممکن است از تبلیغات منحصربه‌فرد و طرح و رنگ استفاده کنید.

نتیجه اجتناب‌ناپذیر ۸۰/۲۰ این است که گاهی اوقات احساس می‌کنید که تمام تخم‌های شما در یک سبد هستند.

و بله همیشه یک سبد کوچک وجود دارد که تخم‌مرغ زیادی دارد.

اما همان‌طور که وارد بافت می‌گوید، تمام تخم‌مرغ‌های خود را در یک سبد نگه‌دارید، اما این سبد را دقیقاً تماشا کنید.

اگر بتوانید در این سبدهاخوب عمل کنید، به شکل خوبی خواهید بود.

اولین گام فرآیند بازاریابی

اولین گام بازاریابی

اولین گام بازاریابی

در این مقاله، به بررسی دقیق اولین گام فرایند بازاریابی می پردازیم، یعنی درک بازار و نیازها و خواسته های مشتری .

قبل از درک بازار و نیازها و خواسته های مشتری ، باید محیطی که در ان فعالیت خواهیم کرد را دقیق تر بشناسیم.

در این مقاله، پی می برید که بازاریابی در محیطی مستقل عمل نمی کند، بلکه محیط آن پیچیده و کاملاً در حال تغییر است. دیگر بازیگران این محیط مثل تأمین کنندگان، واسطه ها، مشتریها و مردم ممکن است له یا علیه شرکت عمل کنند .

نیروهای محیطی عمده از جمله :

ترکیب جمعیتی، اقتصادی، طبیعی، فن آوری، سیاسی، و فرهنگی، نیز فرصتهای بازاریابی را شکل مییدهند.

آنها تهدیدهایی مطرح می کنند، و بر توانایی شرکت در چگونگی خدمت رسانی به مشتریان و برقراری رابطه مستمر با آنها تأثیر می گذارند.

به منظور درک بازاریابی و تهیه راهبردهای مؤثر، ابتدا باید محیطی که بازاریابی در آن انجام می شود را بشناسیم.

بازاریابان باید از توانایی لازم برای ایجاد ارتباط با مشتریان، دیگر افراد شرکت و همکاران بیرونی به خوبی برخوردار باشند.

 

نیروهای محیطی

شرط موفقیت در این امر، شناخت کامل نیروهای محیطی است که بر این روابط موثر هستند.

محیط بازاریابی شرکت، از بازیگران و نیروهایی بازاریابی پیرامونی تشکیل شده است.

این افراد بر توانایی مدیریت بازاریابی در ایجاد و حفظ رابطه موفق با مشتریان هدف تأثیر گذار م ی باشن د.

شرکتهای موفق، به خوبی، اهمیت حیاتی نظارت و انطباق با تغیرات محیطی را درک کرده اند.

محیط مرتبا و به سرعت در حال تغییر است .

هم بازاریابان و هم مصرف کنندگان در شگفتند که آینده چه چیزی برایشان ارمغان خواهد آورد.

بازاریابان بیش از هر گروه دیگری در شرکت، باید در جستجوی روندها و فرصتها باشند.

با اینکه همه مدیران سازمان باید بر محیط بیرونی را در نظر داشته و به بررسی آن بپردازند، اما بازاریابان دو توانایی ویژه در این زمینه داشته باشند:

آنها برای جمع آوری اطلاعات محیط بازاریابی دو روش نظام مند را در اختیار دارند:

تحقیقات بازاریابی و تشکیلات اطلاعاتی 

 

آنها همچنین وقت بیشتری را صرف محیط مشتریان و رقبا می کنند.

بازاریابان با بررسی دقیق محیط می توانند استراتژیهایشان را با چالشها و فرصتهای جدید هماهنگ سازند.

محیط بازاریابی از دو بخش محیط خرد بازاریابی و محیط کلان بازاریابی تشکیل می شود.

محیط خرد از بازیگران نزدیک به شرکت تشکیل شده .

محیط خرد بر توانایی شرکت در خدمات رسانی به مشتریان، خود شرکت، عرضه کنندگان، واسطه های بازاریابی، بازارهای مشتریان، رقبا و سایر جوامع اثرگذارند.

اما محیط کلا ن از نیروهای اجتماعی تشکیل می شود که بر محیط خرد تأثیر می گذارند؛ نیروهای ترکیب جمعیتی، اقتصادی، طبیعی، فن آوری، سیاسی و فرهنگی.

در مقالات بعدی بررسی دقیق تری از محیط خرد یک شرکت و محیط کلان شرکت خواهد شد.

sethgodin

سث گدین: چگونه ایده های تان را منتشر کنید

سث گدین: چگونه ایده های تان را منتشر کنید

در جهانی با انتخاب های بسیار زیاد و فرصت بسیار کم، انتخاب بدیهی ما چشم پوشی از چیزهای عادی است. «سث گدین» مربی بازاریابی می گوید که چرا وقتی که هدف جلب توجه ماست، ایده های بد یا عجیب موفق تر از ایده های خسته کننده اند.

( این مقاله از مجموعه سخنرانی های www.TED.com برگرفته شده است، جهت دیدن فایل سخنرانی میتوانید به اینجا مراجعه کنید )

Translated by Leila Ataei

Reviewed by Kimiya Keyvan

seth-godin

می‌خواهم چهار مثال مشخص را مطرح کنم و در پایان توضیح می‌دهم که چطور یک شرکت به نام «سیلک» فروشش را سه برابر کرد.

چطور یک هنرمند بنام جف کونز از هیچ‌چیز کلی پول درآورد و بسیار تأثیر گزار بود.

چطور فرانک گری تعریف جدیدی از آرشیتکت بودن ارائه کرد.

و یکی از بزرگ‌ترین شکست‌های من به‌عنوان یک بازاریاب در چند سال اخیر – تبلیغات موسیقی که شروع کردم که یک سی دی به نام «ساس» داشت.

 

 

قبل از این باید درباره نان برش خورده برایتان بگویم و شخصی به نام اتو روهودر.

قبل از آنکه نان برش خورده در سال‌های ۱۹۱۰ اختراع شود نمی‌دانم چه می‌گفتند؟

مثلاً بزرگ‌ترین اختراع از زمان تلگراف.

اما این آقای اتو روهودر نان برش خورده را اختراع کرد و مثل بیشتر مخترعین، تمرکزش روی ثبت اختراع و تولید بود.

در مورد اختراع نان برش شده – در ۱۵ سال اول پس‌ازآنکه عرضه شد هیچ‌کس نخرید؛ هیچ‌کس آن را نمی‌شناخت؛ و یک شکست تمام و کمال بود.

دلیل آن این بود که تا وقتی «واندر» جلو آمد و فهمید که چطور ایده نان برش دار را عمومی‌کند، هیچ‌کس آن را نمی‌خواست.

موفقیت نان برش دار، مثل موفقیت تقریباً هر چیز دیگری که در این سمینار صحبت کرده‌ایم، همیشه در مورد چگونگی ثبت اختراع، یا شکل کارخانه آن نیست – دراین‌باره است که آیا می‌توانید عقیده خود را عمومی‌کنید، یا نه.

معتقدم که چطور آنچه را که می‌خواهید به دست آورید، یا موجب تغییر مورد نظرتان بشوید تا اتفاق بیفتد، این است که بفهمی چطور ایده‌هایت را عمومی‌کنی.

 

برایم مهم نیست که یک کافی‌شاپ را اداره می‌کنی یا در کارت، یک روشن‌فکر نوآوری، یا بالن هوا می‌کنی.

معتقدم این چیزها مربوط به همه می‌شود، جدای از آنکه چه می‌کنند.

چون زمانه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم قرن انتشار عقاید است.

چون آدم‌هایی که می‌توانند این ایده‌ها را منتشر کنند، هرچه باشد، پیروزند.

وقتی درباره‌اش صحبت می‌کنم معمولا کسب‌وکاری را مثال میزنم، چون بهترین تصوری را ایجاد می‌کنند که می‌توانی درمقاله‌ات استفاده کنی و اینکه ساده‌ترین راه برای نگه‌داشتن امتیازت هست.

اما باید من رو ببخشی که این مثال‌ها را می‌آورم چون تقریباً درباره هر چیزی که بخواهی رویش کارکنی صحبت می‌کنم.

 

تلویزیون و چیزهایی مثل آن در قلب انتشار عقاید قرار دارند.

تلویزیون و رسانه‌های عمومی انتشار ایده‌ها را به‌نوعی، بسیار ساده کرد.

من آن را «مجتمع صنعتی تلویزیون» می‌نامم.

روشی که «مجتمع صنعتی تلویزیون» کار می کنه این‌که تبلیغاتی را می‌خری و بعضی از آدم‌هایی را که مخاطب آن هستند را تحت تأثیر قرار می‌دهی.

 

seth-godin1

از پخشی که به دست‌ آوردی کالای بیشتری می‌فروشی.

از سودی که به دست آوردی تبلیغات بیشتری می‌خری و این موضوع ادامه می‌یابد و همینطور، همان راهی که مجتمع صنعتی-نظامی مدت‌ها پیش کارمی‌کرد.

که مدل آن را دیروز شنیدیم – اگر تنها به صفحه خانه گوگل برویم و بفهمیم چطور می‌توانیم آنجا معرفی شویم، یا گلوی مخاطب را بگیریم و بگوییم چه کارمی‌خواهیم انجام دهیم.

اگر این کار را می‌کردیم همه توجه می‌کردند و موفق می‌شدیم.

این مجتمع صنعتی تلویزیون تمامی کودکی من و احتمالاً شمارا پرکرده.

منظورم، همه این محصول‌ها موفق شدند چون کسی فهمید چطور روی مردم به گونه ای که انتظار نداشتند، اثر بگذارد، از راهی که نه لزوماً می‌خواستند، با یک تبلیغ، آنقدر تکرارش کنند تا آن را بخرند.

و چیزی که اتفاق افتاد این بود که آن‌ها مجتمع تجاری تلویزیون را بستند.

همین چند سال پیش تمام شد، چیزی که هرکسی که در بازاریابی بود فهمید این بود که آن طوری که قبلاً کارمی‌کرد دیگر نیست.

 

seth-godin2

این تصویر خیلی محو است، ببخشید؛ وقتی آن را می‌گرفتم سرمای بدی خورده بودم.

اما محصول با جعبه آبی در مرکز تصویر برای من یک سمبل است.

به دهلی می‌روم؛ مریض می‌شوم؛ باید دارو بخرم.

مدیر برند برای آن محصول آبی ۱۰۰ میلیون دلار صرف کرد تا توجه من را در یک سال جلب کند.

۱۰۰ میلیون دلار توجه من را با تبلیغات تلویزیونی جلب می‌کرد و تبلیغات مجله و ایمیل و کوپن تخفیف و محل قرار دادن آن در فروشگاه و تزئینات و … همه آن‌ها برای اینکه من هر پیامی را فراموش کنم.

و من همه پیام‌ها را فراموش کردم چون من نیاز به داروی مسکن ندارم.

من داروی جعبه زرد را می‌خرم چون همیشه می‌خریدم.

و دقیقه‌ای از وقتم را هم برای حل این مشکل صرف نمی‌کنم، چون برایم مهم نیست.

 

seth-godin3

اینجا مجله ایست بنام «هایدریت» ۱۸۰ صفحه درباره آب.

مقالاتی درباره آب، تبلیغاتی برای آب.

تصور کن دنیای ۴۰ سال پیش چطور بوده، تنها با مجله پست شنبه عصر، تایم و نیوزویک.

حالا مجله‌هایی درباره آب‌داریم.

 

seth-godin4

یک محصول جدید از کوکای ژاپن: سالاد آب.

کوکای ژاپن محصولی جدید را هر سه هفته عرضه می‌کند، چون ایده‌ای از اینکه چه چیزی نتیجه می‌دهد ندارند.

من خودم هم نمی‌توانستم این را بهتر بنویسم. چهار روز پیش منتشرشده – من قسمت‌های مهم را علامت زده‌ام تا بهتر ببینید.

 

seth-godin5

گفته اند … «آر بی» می‌خواهد ۸۵ میلیون دلار برای تبلیغ دستکش عایق فر هزینه کند با صدای «تام آرنولد» و امیدوار است که مردم به فروشگاه‌های «آر بی» بروند و یک ساندویچ رست بیف بخرند.

با خودم فکر می‌کردم که یک تبلیغ تلویزیونی کارتونی با صدای تام آرنولد که شمارا سوار خودروتان بکند تا دور شهر رانندگی کنید و یک ساندویچ رست بیف بخرید.

حالا این کپرنیک است و راست می‌گفته، وقتی‌که درباره نظر شما با بقیه صحبت می‌کرده.

«دنیا دور من می‌چرخد.»

من، من، من، من. بهترین آدم از نظرم – من. از هیچ‌کسی ایمیلی نمی‌خواهم؛ من «می میل» می‌خواهم

پس مصرف‌کننده و منظورم فقط کسانی که از «سیف وی» چیز می‌خرند نیست؛ منظورم کسانی در وزارت دفاع هم هست که ممکن است چیزی بخرند، یا آدم‌هایی در نیویورکر که ممکنه مقاله‌ات را چاپ کنند.

مصرف‌کننده به تو اهمیتی نمی‌دهد؛ برایشان مهم نیست.

بخشی از دلیل آن این‌که – انتخاب‌های خیلی بیشتری از قبل دارند و وقت خیلی کمتری.

در دنیایی که ما انتخاب‌های زیاد و زمان کمی داریم، واضح است که کاری که می‌کنی چشم‌پوشی است.

مثالی که دارم این است که در حال رانندگی در جاده‌ای و یک گاو می‌بینی و به رانندگی ادامه می‌دهی چون قبلاً گاو دیده‌ای.

گاوها نامرئی هستند.

گاوها خسته‌کننده‌اند.

چه کسی می‌ایستد و کنار می‌کشد و می‌گوید – «اوه، نگاه کنید، یک گاو». هیچ‌کس.

اما اگر گاو بنفش بود – چه جلوه ویژه زیبایی؟ اگر بخواهی دوباره انجامش می‌دهم. اگر گاو بنفش بود برای مدتی توجه می‌کردی. منظورم این است که اگر همه گاوها بنفش بودند حوصله‌ات از اونها هم سر می‌رفت.

چیزی که باید تصمیم بگیریم این‌که در مورد چه چیزی صحبت شود، چه‌کاری انجام می‌شود و چه چیزی تغییرمی‌کند، چه چیزی خریده می‌شود، چه چیزی ساخته می‌شود، اینِ: «آیا جالب‌توجه است؟» و «جالب‌توجه»

واقعاً کلمه مناسبی است، چون فکر می‌کنیم معنی آن فقط «مناسب» است، اما معنی آن همچنین «دارای ارزش اظهارنظر» هم هست.

و این جوهر آن است که انتشار ایده‌ها به کجا می‌رود.

دو خودرو پرفروش در آمریکا یکی خودرو بزرگ ۵۵٬۰۰۰ دلاری که میتونه یک خودرو کوچک را در صندوقش جا بده.

مردم پول هر دو را نقد می‌دهند و تنها چیزی که بینشان مشترک است این‌که شباهتی ندارند.

هر هفته، پرفروش‌ترین DVD در آمریکا تغییر می کنه.

هیچ وقت «پدرخوانده» نیست، هیچ وقت «همشهری کین» نیست، همیشه فیلم‌های درجه سه با هنرپیشه‌های درجه‌دو است.

اما دلیل آنکه شماره یک است این‌که در آن هفته بیرون آمده.

چون جدیده، تازه است.

مردم آن را می‌بینند و می‌گویند «نمی‌دانستم که آنجا بود» و به آن توجه کردند.

 

seth-godin6

دو تا از داستان‌های موفقیت ۲۰ سال اخیر در خرده‌فروشی – یکی چیزهای فوق‌العاده گرانی را در جعبه‌های آبی می‌فروشد و دیگری چیزهایی را که تا می‌تواند ارزان کند می‌فروشد. تنها شباهتشان این است که فرق دارند.

ما حالا در صنعت مد هستیم، مهم نیست که شغلمان چه باشد، همه در صنعت مد هستیم.

آدم‌های صنعت مد می‌دانند که در اون چه خبر هست – عادت کرده‌اند.

بقیه ما باید بفهمیم که چطور مثل اونها فکر کنیم.

چطور بفهمیم که راهش جلب‌توجه مردم با تبلیغات تمام صفحه نیست، یا اصرار در دیدنشان.

بلکه کلاً گونه دیگری از پردازش است که مشخص می‌کند چه ایده‌هایی پخش می‌شوند و کدام نمی‌شود.

یک میلیارد دلار از صندلی‌های «ایرون» فروخته شد.

 

seth-godin7

با خلق دوباره معنی نشستن روی صندلی آن‌ها صندلی را از چیزی که قسمت تدارکات می‌خرید، به چیزی که نشانه وضعیت آن است که در کجای کارمی نشینی تبدیل کردند.seth-godin8

این آقا، لیونل پولان، مشهورترین نانوا در جهان است – دو ماه و نیم پیش از دنیا رفت و قهرمان شخصی من و یک دوست عزیز بود. در پاریس زندگی می‌کرد. سال پیش، ۱۰ میلیون دلار نان فرانسوی فروخت.

که همه آن‌ها در نانوایی خودش پخته‌شده بود، هر بار توسط یک نانوا در اجاق چوبی.

وقتی لیونل کار نانوایی‌اش را شروع کرد، فرانسوی‌ها پیف‌پیف کردند…

نمی‌خواستند نانش را بخرند.

چون مثل «نان فرانسوی» نبود.

چیزی که منتظرش بودند نبود.

تروتمیز و جالب‌توجه بود؛ و به‌آرامی، توزیع شد از یک نفر به شخص دیگر تا نهایتا، نان رسمی همه رستوران‌های سه ستاره پاریس شد.

حالا در لندن است و توسط فاکس به تمام دنیا نان می‌فرستد.

seth-godin9

آنچه بازاریاب‌ها عادت کرده‌اند این است که محصولات عادی را برای مردم عادی بسازند.

بازاریابی عمده این است.

گوشه‌ها را ول کن، برو برای مرکز؛ اینجا بازار اصلی است.

از خیر خوره‌ها می‌گذرند، خدا تنبل‌ها را دوست ندارد. همه‌اش بخاطر رفتن به دنبال مرکز است.

اما در دنیایی که مجتمع صنعتی تلویزیون از بین رفته، فکر نمی‌کنم دیگر این راهکار مناسبی باشد.

معتقدم راهکاری که می‌خواهیم استفاده کنیم بازاریابی برای این‌ها نباشد چون در ندیدن شما بسیار ماهرند.

اما برای این‌ها بازاریابی کن چون برایشان مهم است.

آن‌ها کسانی هستند که وسواس چیزی رادارند.

و وقتی با آن‌ها صحبت می‌کنی، گوش می‌کنند، چون گوش کردن را دوست دارند – برای خودشان است.

اگر خوش‌شانس باشی، به دوستانشان در بقیه منحنی خواهند گفت و این پخش می‌شود.

به تمام منحنی پخش می‌شود، چیزی دارند که من «اتاکو» می‌نامم – یک کلمه عالی ژاپنی.

معنی آن اشتیاق کسی به چیزی است که به آن علاقه‌مند است، دور توکیو رانندگی کن تا رستوران نودل ریمن جدید را آزمایش کنی، چون این کاری است که می‌کنند: عاشقش می‌شوند.

تا محصولی، ایده‌ای بسازی تا راه‌حلی برای هر مشکلی پیدا کنی، برای «اتاکو» حوزه انتخاباتی نداریم ممکن نیست.

بجایش، باید گروهی از آدم‌ها را که واقعاً و شدیداً معتقدند پیدا کنی درباره چیزی که می‌خواهی بگویی.

با آن‌ها صحبت کن و صحبت کردنشان را با دوستانشان آسان کن.

این‌یک اتاکو برای سس تند است، اما اتاکوی خردل نداریم.

و این دلیل داشتن این‌همه انواع سس تند است و نه خیلی خردل.

نه چون درست کردن خردل خوب، سخت است – می‌توانی خردلی خوب درست کنی – اما مردم توجه نمی‌کنند، چون عاشقش نیستند، پس هیچ‌کس هم به دوستانش نمی‌گوید.

«کریسپی کریم» این را فهمید.

راهکاری داشت و کاری که کردند این بود، داخل شهری شدند، با مردمی که اتاکو داشتند صحبت کردند و داخل شهر پخشش کردند به مردمی که از خیابان رد می‌شدند.

seth-godin10

این یویو اینجا ۱۱۲ دلار قیمت دارد و ۱۲ دقیقه می‌چرخد.

هرکسی آن را نمی‌خرد اما برایشان مهم نیست.

می‌خواهند باکسانی که برایشان مهم است صحبت کنند و شاید پخش شود.

seth-godin11

این‌ها قوی‌ترین پخش‌های خودرو جهان می‌سازند، به قدرت صدای یک جت ۷۴۷.

 

نمی‌توانی داخلش بنشینی، شیشه‌های ماشین ضدگلوله است، در غیر این صورت شیشه‌ها می‌شکستند.

اما حقیقت باقی است.

که وقتی کسی بخواهد چند تا بلندگو توی خودرو بگذارد، یا آن‌ها اتاکو دارند یا از کسی دیگر که دارد شنیده اند، می‌روند و این را می‌خرند.

 

واقعاً ساده است- به کسانی که می‌شنوند، می‌فروشی و شاید آن‌ها به دوستانشان بگویند.

پس وقتی استیو جابز در معرفی‌ها برای ۵۰٬۰۰۰ نفر صحبت می‌کرد که از ۱۳۰ کشور می‌آمدند که تبلیغ دوساعته‌اش را ببینند – این تنها چیزی بود که شرکتش را فعال نگه می‌داشت – این‌که آن ۵۰٬۰۰۰ نفر بی‌نهایت توجه کنند که این برنامه دوساعته را ببینند و به دوستانشان بگویند.

«پیرل جم»، در دو سال اخیر ۹۶ آلبوم منتشر کرده.

همه سود بردند. چطور؟

تنها از طریق وب سایتشان می فروختند.

آن‌هایی که می‌خریدند اتاکو داشتند؛ و بعد به دوستانشان می‌گفتند و پخش می‌شد و پخش می‌شد.

seth-godin12

این تخت بچه بیمارستانی ۱۰٬۰۰۰ دلار می‌ارزد، ۱۰ برابر معمول.

اما بیمارستان‌ها می‌خرند بیشتر از هر مدل دیگر.

لاک ناخن «هارد کندی»، برای همه مصداق دارد، اما آن‌ها که دوستش دارند، مثل دیوانه ها در موردش صحبت می‌کنند.

seth-godin13

این قوطی رنگ اینجا شرکت رنگ «داچ بوی» را نجات داد و کلی پول دراوردند.

قیمتش ۳۵ درصد بیشتر از رنگهای معمولی است چون داچ بوی قوطی ساخت که مردم در موردش حرف زدند، چون شاخص بود.

آن‌ها فقط یک تبلیغ جدید در مورد محصول پخش نکردند؛ آن‌ها معنی تولید یک رنگ جدید را عوض کردند. AmIhotornot.com – هر روز ۲۵۰٬۰۰۰ نفر به این سایت می‌روند که توسط دو داوطلب اداره می‌شود و می‌توانم بگویم نمره شان بالا ست -با تبلیغات این‌جوری نشدند.

با قابل توجه بودن اینطور شدند و بعضی اوقات کمی بیشتر قابل توجه.

seth-godin14

این قاب عکس سیمی در پشت دارد و آن را به برق وصل می‌کنی.

پدرم این را روی میزش گذاشته و عکس نوه هایش را هر روز نگاه می‌کند که دائما تغییری کنند.

هرکسی که داخل دفترش می آید تمام داستان این را که چطور این روی میزش آمد را می‌شنود.

یکی‌یکی این ایده پخش می‌شود.

این‌ها الماس نیستند، واقعاً نه.

seth-godin15

از «خاکستر مرده‌ها» درست‌شده‌اند.

وقتی‌که جسدت سوزانده شد می‌توانی خود را به جواهر تبدیل کنی.

اوه، انگشترم قشنگه؟ این مادر بزرگمه.

سریع‌ترین رشد های تجاری در کارهای کفن و دفن است.

ولی نیازی به آنکه «اوزی آسبورن» باشی نیست – نیازی نیست که خیلی ظالم باشی.

کاری که باید بکنی این است که بفهمی مردم واقعاً چه می‌خواهند و آن را به آن‌ها بدهی.

 

 

چند تا قانون سریع برای جمع‌بندی

اولیش: وقتی اندازه را بفهمی طراحی مجانی است.

آدم‌هایی که چیزهای قابل توجه پیدا می‌کنند بیشترند تا کسانی که آخرش نمی‌فهمند که چه چیزی بسازند.

 

دومی: خطرناک ترین کاری که می‌توانی بکنی این است که خطر نکنی.

«پروکتور وگمبل» این را می دونند، درسته؟

تمامی مدل «پروکتور و گمبل» بودن همیشه مربوط به محصول معمولی برای مردم معمولی است.

این خطرناکه.

حالا امنیت در بودن در حاشیه هاست، جالب‌توجه باش.

خیلی خوب بودن، یکی از بدترین کارهایی است که میتوانی انجام دهی.

خیلی خوب حوصله سر بره.

خیلی خوب متوسطه.

مهم نیست که یک البوم موسیقی تولید میکنی، یا یک معماری، یا مقاله جامعه‌شناسی می‌نویسی.

اگر خیلی خوبِ، جواب نمی‌ده، چون هیچ‌کس توجه کمی کنه.

پس این شد، سه داستان من.

 

seth-godin16

«سیلک» محصولی ساخت که نیاز نبود در فروشگاه توی یخچال باشد کنار بطری شیر در قسمت یخچالی‌ها.

فروش سه برابر شد.

چرا؟ شیر، شیر، شیر، شیر، شیر – نه شیر.

برای آدم‌هایی که آنجا بودند و به آن قسمت نگاه می‌کردند، جالب‌توجه بود.

آن‌ها فروششان را با تبلیغات سه برابر نکردند.

آن‌ها فروششان را با انجام کاری شاخص سه برابر کردند.

یک کار هنری جالب‌توجه انجام دادند.

نیازی نیست تا دوستش داشته باشی، اما یک سگ ۱۲ متری ساخته‌شده از علف در وسط شهر نیویورک جالب‌توجه است.

seth-godin17

فرانک گری فقط یک موزه نساخت؛ او تمامی اقتصاد شهر را عوض کرد با طراحی یک ساختمان که مردم از تمامی دنیا برای دیدنش می‌آمدند.

حالا در تعداد بی‌شماری از جلسات است، می‌دانید.

شورای شهر پورتلند، کی میدونه کجاست، گفتند ما یک معمار می‌خواهیم – می تونیم فرانک گری رو داشته باشیم؟

چون کاری کرد که در لبه بود.

و شکست بزرگ من؟ من فکر کردم که کل -یک آلبوم موسیقی و خوشبختانه کلی آلبوم های موسیقی به‌صورت SACD که یک روش جدید است – و آن را مستقیما به مردم عرضه کردم با پخش‌های ۲۰٬۰۰۰ دلاری.

seth-godin18

آدم‌های که پخش‌های ۲۰٬۰۰۰ دلاری دارند موسیقی جدید دوست ندارند.

پس آنچه باید بفهمی این‌که برای کی مهمه.

چه کسی دستش رو بلند میکنه و میگه، «دوست دارم کار بعدی تو را بدونم» و چیزی به اونها بفروش.

آخرین مثال من که برایتان می گویم.

این نقشه دریاچه «سوپ»، در واشنگتن است.

همونطور که می‌بینید، اگر اینجا ناکجا آباده اون درست وسطش.

اما اونها یک دریاچه دارند.

مردم از کیلومتر ها می‌آمدند تا در اون شنا کنند.

دیگر نمی‌کنند.

پس موسسین گفتند، «کمی پول‌داریم تا خرج کنیم. چی میتونیم اینجا بسازیم؟»

مثل خیلی از انجمن‌ها، می‌خواستند یک‌چیز خیلی امن بسازند.

اما یک هنرمند آمد و گفت – این واقعاً یک تصویر هنریه – اون می خواست یک چراغ لاوای ۱۷ متری به سازه در وسط شهر.

seth-godin19

این اون گاو بنفشه؛ چیزى که ارزش توجه کردن را داره.

من شمارا نمی دونم، اما اگر اون را می‌ساختند، جایی بود که من می‌رفتم.

 

از توجه شما خیلی ممنونم.

استفاده از یک نوشته عالی در فروش - مهدی کیمیایی راد

استفاده از یک نوشته عالی در فروش

استفاده از یک نوشته عالی در فروش

در انواع فروش و بخصوص فروش تلفنی ، استفاده از یک نوشته عالی میتواند بهترین ملاک برای فروشنده تلفنی باشد.

در یک نوشته عالی حداقل باید این سه اصل در ذهن درست شوند:

موضوع :
متن لازم برای تکمیل فرآیند فروش را نباید مثل متن رزرو یک قرار ملاقات نوشت.

نوشته‌ی مربوط به تایید گرفتن از مشتری، طبیعتا متفاوت از راهکاری است که برای یک ارائه‌ی یک سخنرانی است.

هدف از تلفن انتقال مطالب متن است. هدف تان را در نوشته تان در نظر بگیرید.

گیرنده:
هدف شما دسترسی به چه کسی است: مشتری؟ مدیر؟ منشی؟ کارخانه دار؟ حسابدار؟ مسئول خرید ؟

نحوه‌ی نوشتن متن، با نوع جواب تان به این سوال،کاملا متفاوت است.

چه چیزی معرفی میکنید: اگر فروشنده‌ی یک سری از محصولات یا خدمات هستید، نوشته تان ممکن است یک یا چند مورد از موارد زیر شامل شود.

برای انتخاب متنی مناسب، در وهله‌ی نخست نیاز به دانستن این موارد دارید.

نوشته‌ی خوب باید بر اساس چرخه‌ی فروش محصول یا خدمات نوشته شود؛ به عنوان مثال تلفن زدن در تایم های خاص بازده کاری‌تان را ارتقا می دهد.

اگر چرخه‌ی فروش محصول تان یکی از سه روش، اولین تماس به قصد معرفی خودتان، انتقال اطلاعات یا تایید مشتری را بگیرد، نوشته‌های تان به این شکل طراحی کنید.

 

انصافا فرآیند چهار مرحله ای و فروش با دو متن با هم جور در نمی آیند.

دقیقه همان گونه که یک برگه‌ی امتحانی با نمره‌ی عالی ساختاری قابل قبول با اجزایی ثابت دارد، یک فروش تلفنی هم باید از یک ساختار و بخش های خاص برخوردار باشد.

اگر طبق متن طراحی شده‌تان عمل می کنید، سعی کنید بخش‌های کلیدی‌اش را کاملا مشخص کنید.

در صورتی که نوشته ای خاص برای خودتان می نویسید، داشتن مشخصات زیر ضروری است.

 

هر نوشته‌ی تلفنی خوب شامل این موارد است:

جمله آغاز کننده: جمله‌ی آغاز کننده، فرآیند تلفن کردن را به سادگی به جریان می اندازد.

خیلی سریع خود و محصولتان را معرفی کنید و در ظرف چند ثانیه ای اول مکالمه، علاقه‌ی فرد را برانگیزانید.

درخواست قرار ملاقات (تلفنی یا حضوری): اگر گرفتن قرار ملاقات قسمتی از چرخه‌ی فروش شما است، در بخشی از مکالمه تان نیاز دارید به این مساله حتما اشاراه کنید.

در صورتی که چرخه‌ی فروش محصولی که می فروشید تنها با یک بار تلفن کردن بسته می شود، این مرحله را حذف کنید.

 

مطرح کردن سؤال‌هایی برای شناسایی واجد شرایط بودن مشتری:

سؤالاتی از مشتری بکنید تا مطمعن شوید که زمانتان در این قرار ملاقات به خوبی سپری می شود.

شما باید از فرآیند خرید محصول، نیازهای خاص مشتری، خواسته‌ها، مشکلات و آرزوهای مشتری سر در بیاورید.

معرفی اصلی: در این مرحله، نشان دهید چطور محصول یا خدمات تان را با نیازهای مشتری متناسب و هماهنگ کنید.

مرحله‌ی عقد قرارداد اولیه: این اولین مرحله درخواست سفارش کالایتان است که معمولاً با اهدافی از جانب مشتری دنبال می شود.

رسیدگی به اعتراضات مشتری:
اگر تمام ایرادهای ممکن به کالا یا خدماتتان را در نظر نگیرید، در نهایت خودتان را برای رسیدگی به آن‌ها آماده کنید.

مرحله‌ی عقد قرار داد نهایی:
پس از رفع مساله ای مشتری، باید به عقب بر گردید و مرحله پایانی فروش کالا یا خدمات را انجام دهید.

مطمعن شوید که مشتری تصمیم خوبی گرفته است.

در مقالات بعدی به صورت حرفه ای در رابطه با تمرین کردن یک ارائه جذاب با هم تمرین خواهیم کرد.

 

با مقالات تخصصی در حوزه بازاریابی و فروش همراه مهدی کیمیایی راد باشید.

۱۹ روش افزایش فروش از طریق وب‌سایت

۱۹ روش افزایش فروش از طریق وب‌سایت

۱۹ روش افزایش فروش از طریق وب‌سایت

چه کسی دوست ندارد کهوب‌سایت شرکتش سود ده شود ؟

افزایش ترافیک وب‌سایت یک شرکت درواقع نیمه‌اصلی راه است.

اگر ماه‌ها برای جذب بازدید کنده وب‌سایت وقت بگذارید و پیشنهاد جالبی برای بازدیدکننده نداشته باشید، نشان‌دهنده این است که زحمات بیهوده‌ای کشیده‌اید.

اگر پیشنهادهای جذاب، کمپین‌های جذاب برای به وجود آوردن سرنخ‌های مشتری، راه‌های متقاعدکننده برای پیدا کردن سرنخ و مهم‌تر از همه دعوت به اقدام نداشته باشید، حضور بازدیدکننده در سایت تان، چیزی جز اتلاف وقت برایتان به ارمغان نمی‌آورد.

در این مقاله شمارا با ۱۹روش عالی برای افزایش نرخ تبدیل وب‌سایت شما معرفی خواهم کرد که سرنخ‌های عالی و واجد شرایط فروش را برایتان به ارمغان خواهد آورد.

 

چطور دعوت به اقدام هایمان را بهینه‌تر کنیم؟

 

۱- بهبود وضعیت دعوت به اقدام شما

جایی که برای دعوت به اقدام در نظر می‌گیرید باید به‌گونه‌ای باشد که نیاز به پیمودن یا اسکرول کردن صفحه وجود نداشته باشد.

محققان میگویند، مطالب نیمه پایین صفحات سایت، معمولاً ۵۰ درصد کم‌تر دیده می‌شود.

توجه به این نکته می‌تواند تأثیر زیادی بر تولید بیشتر سرنخ‌های وب‌سایت تان باشد.

 

۲- پیشنهاد‌های کاملاً شفاف ارائه دهید

پیشنهاد‌هایی که در دعوت به اقدام ها می‌دهید خیلی واضح و مشخص صحبت کنید.

اگر قصد محصول رایگان دارید، صراحتاً بنویسید: « دانلود راهنمای رایگان …»

اگر یک وبینار رایگان هدیه می‌کنید، بنویسید « ثبت‌نام در وبینار رایگان… ».

مطالبی که بجای «…» قرار می‌گیرید باید دقیقاً مزایای دریافت این پیشنهاد را شرح دهد.

این روش خیلی مؤثرتر و مفیدتر و البته مؤدبانه‌تر از « همین حالا دانلود کنید » یا «مقاله رایگان بگیرید » است.

اما این کارها به‌تنهایی کافی نیستند.

 

۳- از تصاویر به‌جای متن استفاده کنید

محققان میگویند تصاویر بیش‌تر از متن‌ها در صفحات پایداری داشته و جلب‌توجه می‌کنند.

علاوه بر این، استفاده از تصاویر به شما این اجازه را می‌دهد تا مطالبی که با نوشته‌ها نمی‌شود به مخاطب بفهمانید را بیان کنید.

 

۴- استفاده از رنگ‌هایی که بارنگ‌های اصلی سایت تضاد ایجاد می‌کند

ممکن است طراح وب‌سایت تان موافق این مسئله نباشد، ولی اگر دعوت به اقدام تان در تضاد بارنگ‌های وب‌سایت شما باشد، تأثیر و ماندگاری بیشتری خواهد داشت.

شما می‌خواهید مخاطبین بیشتری دعوت به اقدام شمارا ببینند و همراهی کنند، پس از رنگ‌های متضاد استفاده کنید.

 

۵- دعوت به اقدام خود را به یک صفحه‌ی دیگر لینک کنید

اطمینان حاصل کنید که همه دعوت به اقدام های تان به صفحه‌ای متصل هستند و هیچ‌کدام از آن‌ها لینک خرابی ندارد.

یک دعوت به اقدام که به یک لینک خراب متصل باشد، همه‌ی برنامه‌ریزی شمارا خراب می‌کند.

 

۶- دعوت به اقدام ها را در صفحات مناسب و مرتبط قرار دهید

اگرچند محصول یا خدمات مختلف دارید، برای هرکدام از آن‌ها به‌صورت جداگانه، دعوت به اقدام مرتبط طراحی کنید و هر دعوت به اقدام را در صفحه‌ی مرتبط با محتوای خودش قرار دهید.

 

۷- اضافه کردن دعوت به اقدامها به هر پست وبلاگ

وقتی محتوا جدیدی برای وب‌سایت ساختید، باید یک پیشنهاد که بیشترین ارتباط با همان پست را دارد نیز در آن قرار دهید.

سپس یک دعوت به اقدام طراحی کنید تا مخاطبین به صفحه فرود آن پست منتقل شوند.

پیشنهاد می‌کنم یک کتاب الکترونیک، وبینار و راهنمایی‌هایی که خیلی مؤثر است، قرار دهید.

مردم پست‌های سایت را خوانده و با اطلاعاتی که دریافت می‌کنند، مایل به دریافت اطلاعات بیشتر و ارتباط با شما هستند.

چطور صفحات فرود (Landing Page) بهتری داشته باشیم؟

 

۸- عنوان صفحات فرود را با دعوت به اقدام هماهنگ کنید

پیام اصلی صفحه فرود را با دعوت به اقدام آن صفحه مرتبط کنید.

اگر افراد برای دریافت پیشنهاد، روی یک دعوت به اقدام کلیک کنند و چیز دیگری ببینند، اعتمادشان را ازدست‌داده‌اید.

هم‌چنین وجود عنوان  اشتباه می‌تواند آن را گیج کرده و احساس کنند به صفحه‌ی اشتباهی آمده‌اند.

 

۹- درباره چیزی که پیشنهاد می‌دهید به‌شدت صادق و شفاف باشید

بزرگ‌ترین اشتباه این است که صفحات فرود انجام می‌دهند.

بیشتر مردم به دنبال چیزی می‌گردند و آن را از طریق عنوان پیدا می‌کنند، اما متوجه می‌شوند چیز دیگری به آن‌ها پیشنهادشده است.

پس بهتر است همان ابتدا صادقانه به آن‌ها بگویید که چه چیزی برای عرضه قرار داده‌اید.

 

۱۰- وضعیت برگه‌ها را بهبود ببخشید

درست مانند زمانی که دعوت به اقدام ها را در نیمه بالایی صفحه قرار می‌دهید، قرار دادن برگه‌ها در نیمه‌ی بالایی صفحات نیز کار درستی است.

با این روش هیچ‌کسی گیج نشده و افراد برای دستیابی به پیشنهاد شما نیاز به پر کردن فرم دارند.

 

۱۱- تا می‌توانید فرم‌ها را ساده‌سازی کنید

همیشه منظور از ساده‌سازی کوتاه بودن نیست.

اطلاعاتی که در فرم‌ها از دیگران می‌گیرید، باید اطلاعاتی باشد که گروه فروشتان برای فروش بیشتر به آن‌ها نیاز دارد.

این اطلاعات می‌تواند شامل کادرهای معروف مانند، سن و جنس و محل سکونت و شماره تماس و ایمیل و …. باشد

اطلاعاتی را که در اولویت اول تان قرار ندارد را حذف کنید. 

 

۱۲- برای نمایش پیشنهادهایتان از تصاویر کمک بگیرید

طراحی و تجربه کاربری شما باید به شکلی باشد که کاربران بتوانند بهترین پیشنهاد را دریافت کنند.

از تصاویر ساده و جذاب برای خلق شاهکاری در صفحه فرود استفاده کنید تا مخاطبین را ترغیب به پیشنهادتان کنید.

 

۱۳- بر روی مزیت‌های پیشنهادی‌تان تأکید کنید

مزیت‌های پیشنهادی‌تان را برای کاربران توضیح دهید.

از زیاده‌گویی پرهیزکرده و پیشنهادتان را در مختصر و کوتاه توضیح دهید.

مهم‌ترین قسمت پیشنهاد، عنوان است.

عنوانی صمیمی و جذاب بنویسید تا مخاطبت مایل به باز کردن آن را پیدا کند.

 

۱۴- از بین بردن لینک‌ها و مسیرها برای حفظ تمرکز

زمانی که وارد یک صفحه می‌شوید، کلیدهای زیادی برای دستیابی به اطلاعات پیش روی شما قرار می‌گیرد.

لینک‌ها و دکمه‌های اضافی که حواس کاربران را پرت می‌کند، حذف کنید.

وجود صفحاتی برای تشکر کردن از مشتریان بعد از ثبت‌نام می‌تواند فرصتی برای بازگشت مجدد آن‌ها را فراهم کند.

 

چطور پیشنهاد‌های بهتری داشته باشیم؟

 

۱۵- مطمئن شوید که پیشنهادتان قانع‌کننده هستند

پیشنهاد شما باید جواب این سؤال را بدهد ” فایده این محصول برای من چیست ؟ ”

چیزهایی مثل روزنامه‌ها و مجلات و فیلم‌ها صرفاً تبلیغاتی هستند و به میزان کافی قانع‌کننده نیستند.

اما وبینارها، راهنماها و کتاب‌های الکترونیکی کاملاً قانع‌کننده هستند زیرا آن‌ها وظیفه خودشان را انجام می‌دهند.

تابه‌حال به این تفاوت اندیشیده‌اید؟

۱۶- قرار دادن لینک بازگشت به سایت دربسته‌های پیشنهادی

اگرچه تولید سرنخ ابزار خیلی قدرتمندی است، راهی برای سرنخ‌هایتان قرار دهید تا بتوانند مجدداً شمارا پیدا کنند.

مخصوصاً زمانی که مدت‌ها ایمیل و دیگر پیشنهاد‌های شما در میان انبوه پیام‌های دریافتی آن‌ها گم می‌شود.

ممکن است بخواهند محتوای شمارا با دیگران به اشتراک بگذارند.

پس حتماً زمینه‌ای را فراهم کنید تا آدرس‌های ارتباطی‌تان در محتوای ارسالی‌تان موجود باشد.

 

۱۷- مختصر و مفید بنویسید

امروزه خوانندگان، حوصله خواندن متن‌های طولانی را ندارند.

مختصر و مفید بودن بسیار مهم است.

بزرگ‌ترین هنرتان این است که بتوانید با مقدار کمی از مطالبتان، اطلاعات جامعی به مشتریانتان بدهید.

بنابراین تا آنجا که می‌توانید اطلاعاتتان را مختصر و مفید عرضه کنید.

ایمیل‌هایتان را کوتاه و لذت‌بخش نگه‌دارید.

به‌جای مقدمه‌چینی‌های بی‌دلیل و خسته‌کننده، در یک یا دو پاراگراف شرکتتان را معرفی کنید و سپس اهداف خود را از ارسال ایمیل برای آن‌ها توضیح دهید.

چگونه تولید سرنخ بهتری داشته باشیم؟

۱۸- پیشنهادهایتان را بسیار شفاف ارائه کنید

این مسئله را چند بار تکرار کردم به یک دلیل: این اشتباه را بارها و بارها دیده‌ام درحالی‌که می‌توان آن را به‌راحتی اصلاح کرد. همیشه صادق و شفاف باشید.

 

۱۸- در نوار عنوان تان جلب‌توجه کنید

نوار عنوان مطمئناً مهم‌ترین بخش در کمپین‌های تولید سرنخ است.

بدون یک عنوان جلب‌توجه کننده، مردم دلیلی برای باز کردن ایمیل‌ها و خواندن آن‌ها نخواهند داشت.

خیلی واضح و مشخص بگویید آن‌ها از خواندن ایمیل چه سودی می‌برند؟

 

چگونه کمپین‌های بهتری داشته باشیم؟

 

۱۹- کنترل و دوباره و دوباره

همه‌چیز را روی وب‌سایت تان بیازمایید.

به‌این‌ترتیب می‌توانید نرخ تبدیل سرنخ‌ها را بالا ببرید.

وجود یک دعوت به اقدام در صفحه اصلی برای یک ماه و تغییر آن به یک دعوت به اقدام دیگر در ماه بعدی می‌تواند راه مناسبی برای پیدا کردن بهترین راه برای معرفی پیشنهادتان، هرماه دعوت به اقدام تان را تغییر دهید.

می‌توانید در صفحه اصلی‌تان، هرماه دعوت به اقدام جدید، ارسال کنید.

دوباره و سه‌باره این کار را انجام دهید تا تأثیر مثبتان را بر روند کمپین‌هایتان ببینید.

اگر نرخ تبدیل صفحات فرودتان کم است، برگه‌های ثبت‌نامتان را در قسمت بالایی صفحه قرار دهید. 

 

با مقالات تخصصی در حوزه بازاریابی و فروش همراه مهدی کیمیایی راد
باشید.